X
تبلیغات
رایتل

افسونگر دلها

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ . .. افسونگر دلها بود افسانه دشتی...

جمعه 4 تیر 1389 ساعت 20:30

شعر ابونواس در مدح مولای متقیان

قیلَ لى: قل فى علىّ مدْحَةً   

مَدْحـه یَخمد ناراً مَوصـدَة 

 قلت: لا أقدم فى مَدح امرء  

حار ذو اللّبّ إلى أن عَبَـدَه  

و النبىّ المصطفى قـال لنـا 

 لَیلة الـمعراج لَمّـا صَعَـدَه  

وَضعَ اللّه على کتفى یـدا

 فأحسّ القلب من أن قد بردَه  

و علـىٌّ واضـعٌ أقـدامــه 

 فى محـلّ وَضَـعَ اللّه یَـدَه  

ابونواس (حسن بن هانی)


معنای شعر:
1-
به من گفته شد که شعری درباره ی حضرت علی بگو که مدح او آتش سوزان جهنم را سرد می کند.
2- اما من گفتم من اقدام به مدح کسی نمی کنم که آنقدر مقامش بالاست که عقلا را حیران کرده تا جایی که عده ای او را خدا گفته اند.
3- کسی که حضرت محمد وقتی به معراج برده شد( و برگشت) درباره اش فرموده است:
4- خداوند دستش را بر کتف من نهاد و حس کردم که....؟(منظور حضرت رسول دست جسمانی نیست لان الله لیس بجسم)
5- پس علی پاهایش را ( موقعی که برای انداختن بتها بر دوش پیامبر خدا نهاده بود) در جایی گذاشته که خداوند دستش را در آنجا قرار داده است.