X
تبلیغات
رایتل

افسونگر دلها

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ . .. افسونگر دلها بود افسانه دشتی...

پنج‌شنبه 11 خرداد 1391 ساعت 20:48

سوگواره : م. صارمی

مه خیال پر کشیدن داشت

آسمانها را رسیدن داشت

رد پایش مانده بر دلها

رفتن و از ما بریدن داشت

*

یاس خوشبو از چه خشکیدی ؟

بر گو از دوران چه بد دیدی ؟

مرگ را آخر چرا ای جان

بر حیات خویش بگزیدی؟

*

صبر ما بردی عزیز دل

از چه پژمردی عزیز دل

ای دریغ و درد وصد حسرت

غصه ها خوردی عزیز دل

*

رفتنت آتش به جانها زد

صاعقه بر کهکشانها زد

مهر تابان در هجوم درد

سر به کوه و آسمانها زد

*

یورش غمها به قلب ما

ای خدا این سوگ آسان نیست

شمع عمرش گرچه خاموش است

خواهرم را مرگ پایان نیست

*

هم شود جنت سرای او

هم بود رحمت سزای او

آسمان صد خوشه پروین

بایدش ریزد به پای او

*

برده ای با خود طراوت را

زندگی ، جان را ، سعادت را

این دعای هر نمازم هست

از حسین (ع) گیری شفاعت را

*

در سوگ م.صارمی شهاب سروده شد 

که در سوم خردادماه۹۱ بدرود حیات گفت 

شادی روح بلندش صلوات 

ح.دشتی