افسونگر دلها

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ . .. افسونگر دلها بود افسانه دشتی...

پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 17:19

احسنت


احسنت به آن ناز و ادایی که تو داری

احسنت به آن زلف رهایی که تو داری


حسرت به دل تازه جوانان بنهادی

ای پیر طریقت به خدایی که تو داری


ما را به جز از غصه ندادند به دنیا

دلخون همه از جور و جفایی که تو داری


در دست من از زلف تو یک تار اگر بود

عالم همه دل خوش ز وفایی که تو داری


رنجی است مداوم چو نباشی به بر ما

از حسن و جمال و ز صفایی که تو داری


با ما سخن از لحظه ی دیدار ، چه گویی ؟

خورشید منور ز ضیایی که تو داری


یا رب برسانش که دلم سخت گرفته است

امید همه ، ورد و دعایی که تو داری


عشقت به ازل در دل دشتی بنهادند

افسوس من از درد جدایی که تو داری


یاس ار چه سپید است و به گلشن بتراود

مهتاب دلم ، خال سیاهی که تو داری ...


ح.د