X
تبلیغات
رایتل

افسونگر دلها

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ . .. افسونگر دلها بود افسانه دشتی...

سه‌شنبه 26 فروردین 1393 ساعت 21:44

یادگاری

یادگاری بر دلم بنوشت و رفت

وآن سکوت سرد دل را هم شکست

تا بخود آیم ز دستم رفته بود

پشت سر دروازه دل را نبست .


*


شاید از دست دلم رنجیده بود

شاهدی دیگر به قلبم دیده بود

دیدگان منتظر شب زنده دار

بخت دل بار دگر خوابیده بود.


*


اسم اعظم غیر خون دل نبود

جز غم و غصه مرا حاصل نبود

یا مرا دیگر ز یادش برده بود

یا دگر بر عاشقی قایل نبود .


*


رسم دوران دل شکستن بود و بس

رازها در دل نهفتن بود و بس

پاک بازانیم همه در این قمار

دردها با کس نگفتن بود و بس .


ح.د