X
تبلیغات
زولا

افسونگر دلها

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ . .. افسونگر دلها بود افسانه دشتی...

پنج‌شنبه 11 اردیبهشت 1393 ساعت 23:43

مشاعره

 

چنان غم بر دل من لشکر آورد


گهی از باختر ، گه خاور آورد


زمانه آنچنان در رنجم افکند


چنان ملجم به فرق حیدر آورد.


حسین دشتی

**

متن بالا رو واسه داداشم حسن مسج کردم در جواب سرودند :


**

برادر مهر تو در سینه ی من


به یاد توست هر آدینه ی من


ز رنج دوریت زنگار بسته


دل آیینه ی بی کینه ی من .


حسن دشتی



 


دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی

آنچ از غم هجران تو بر جان من است 

*

ابتدا داداش این دوبیتی مولوی رو مسج کرد

که در جواب ایشون سرودم

چنان غم بر دل من لشکر آورد ....