افسونگر دلها

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ . .. افسونگر دلها بود افسانه دشتی...

شنبه 28 مرداد 1396 ساعت 04:54

حبیب ابن مظاهر

حیدر صفت حمله به اعدا  نموده بود 

شیری پی گله ی سگها نموده بود 

باکی نداشت زآنهمه لشکر ز کوفیان

سر را به راه سید و آقا نموده بود 

یاسین و فتح بخواند به روز جنگ

جان را به نشئه بالا نموده بود 

بیرون بشد ز کوفه و آمد به کربلا

عهدی که با حضرت مولا نموده بود 

مردانه عزم به میدان جنگ کرد

شوری به معرکه برپا نموده بود

ظهر و نماز حبیب است با حسین

قدقامتی میانه دلها نموده بود 

احسنت ای حبیب به وفایت که آمدی

پیر مغان ، اسم تو افشا نموده بود 

هستی بیافتی ز حسین ، پیر کربلا

حتی حسین بر تو ، تولی نموده بود

رازی است در وجود تو ، خونت چه پربهاست

عالم ز دشمنانت ، تبری نموده بود .

ح.د