افسونگر دلها

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ . .. افسونگر دلها بود افسانه دشتی...

سه‌شنبه 7 فروردین 1397 ساعت 17:49

یاوران

یاوران ره گم نمودند و به ما ملحق شدند

در طریق عاشقی یاهو کنان ، با حق شدند

راه بس طوفانی است ای عندلیبان چمن

جان نثاران را کفن بوده است، خونین پیرهن

کربلا ، جنات تجری تحتها الانهار بود

جام می ما را دعای ساجد بیمار بود

شاه دین تنها شهنشاه است بر روی زمین

کو نشان آل کسا دارد و هم پور امین

زهر در کام امام هشتمین چون ریختند

بیرق ماتم به دیوار دلم آویختند

آسمان دل ز نور پاک مولا روشن است

بر لبم ذکر علی و بر تن من جوشن است

نردبان آسمانها عشق او بوده است و بس

نام پاکش را بخوان ، پر باز کن ، بشکن قفس

ای خداوندا ، بحق چارده معصوم پاک

دلبر ما را رسان ، سینه ام ز هجرش گشته چاک

سایه گل جای بلبل بوده ، جای خار نیست

هیچ کس جز دلبر نازم ، مرا غمخوار نیست.

ح.دشتی