-
فایز۵۰
شنبه 17 مرداد 1388 22:31
شب ابر است و دنیا تیره تار است خیالم پاسبان کوی یار است پلنگ نفس فایز ، سینه بر خاک بکش جانا ، که هنگام شکار است
-
پیامک
شنبه 17 مرداد 1388 06:16
کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز کار و بار عشق ، بی سامان نمی ماند عزیز یک نفر فردا زمین را نور باران می کند مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز
-
مولانا۲۵
پنجشنبه 15 مرداد 1388 23:37
آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است انصاف بده چه لایق آن دهن است شیرین لب او تلخ نگفتن هرگز این بی نمکی ز شوربختی من است
-
پیامک
پنجشنبه 15 مرداد 1388 23:30
سیدی غیبتک نفت رقادی سیدی غیبتک وصلت مصابی
-
مولانا۲۴
چهارشنبه 14 مرداد 1388 05:53
آمد بر من چو در کفم زر پنداشت چون دید که زر نیست وفا را بگذاشت از حلقه گوش او چنن پندارم کآن جا که زر است گوش میباید داشت
-
فایز۴۹
سهشنبه 13 مرداد 1388 05:30
نه قامت ، تازه سرو جویبار است نه نرگس ، چشم آهوی تتار است حدیث سلسبیل و حور ، فایز بیان صحبت لبهای یار است
-
مولانا۲۳
یکشنبه 11 مرداد 1388 06:28
آری صنما بهانه خود کم بودت تا خواب بیآمد و زما بر بودت خوش خسب که من تا بسحر خواهم گفت فریاد ز نرگسان خواب آلودت
-
پیامک
شنبه 10 مرداد 1388 21:13
شاه ترکان سخن مدعیان می شنود شرمی از مظلمه خون سیاهوشش باد
-
ای پادشه خوبان /حافظ
جمعه 9 مرداد 1388 05:17
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی دایم گل این بستان شاداب نمی ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد...
-
پیامک
سهشنبه 6 مرداد 1388 05:27
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر قصه فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود
-
فایز ۴۸
سهشنبه 6 مرداد 1388 05:24
چه مقصود است از این ، جانا بگو راست گهی کج می نهی زلفت گهی راست بگفت از بهر بیم خصم فایز که یعنی مار و عقرب هر دو ما راست
-
مدح حضرت عباس
دوشنبه 5 مرداد 1388 06:35
عباس که در عشق دلی یکدله داشت در دشت جهاد پرچم قافله داشت یک روز پس از حسین آمد به جهان یعنی ز حسین یک قدم فاصله داشت
-
پیامک
دوشنبه 5 مرداد 1388 06:07
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
-
مولانا۲۲
دوشنبه 5 مرداد 1388 05:58
ای آنکه تو یوسف منی ، من یعقوب ای آنکه تو صحّت منی ، من ایوب من خود چه کسم ای همه را تو محبوب من دست همی زنم تو پائی میکوب
-
سبز / قیصر امین پور
دوشنبه 5 مرداد 1388 05:52
خوشا هر باغ را بارانی از سبز خوشا هر دشت را دامانی از سبز برای هر دریچه سهمی از نور لب هر پنجره گلدانی از سبز
-
پیامک
یکشنبه 4 مرداد 1388 23:15
اگررفتم تو یادم کن اگر مردم تو خاکم کن اگر ماندم در این دنیا به مهر خود تو شادم کن
-
پیامک
یکشنبه 4 مرداد 1388 23:05
اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا آن است که نامت را همیشه روی لب دارم
-
رباعیات عنصری۸
یکشنبه 4 مرداد 1388 05:53
ای کاش من آن دو زلف عنبر برمی تا بر رخ او زمان زمان بگذرمی ای کاش من آن دو لعل چون شکرمی تا از دهن نوش تو می بر خورمی
-
فایز ۴۷
یکشنبه 4 مرداد 1388 05:49
دل آگه چه محتاج برید است ؟ چه حاجتمند پیغام و نوید است؟ خبر از حال فایز یار دارد چه لازم دیگرش گفت و شنید است
-
پیامک
شنبه 3 مرداد 1388 23:01
ندیدم بهاری محبت ز یاری دلم غرق خون شد عجب روزگاری
-
پیامک
شنبه 3 مرداد 1388 06:24
شعبان شد و پیک عشق از راه رسید عطر نفس بقیه الله رسید با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین یک ماه و سه خورشید در این ماه رسید
-
رباعیات عنصری۷
شنبه 3 مرداد 1388 06:22
در عشق تو پای کس ندارد جز من در شوره کسی تخم نکارد جز من با دشمن و با دوست بدت می گویم تا هیچکست دوست ندارد جز من
-
مولانا۲۱
جمعه 2 مرداد 1388 20:08
این باد سحر محرم راز است مخسب هنگام تضرع و نیاز است مخسب بر خلق دو کون از ازل تا به ابد این در که نبسنه است بازست مخسب
-
فردای ماهیان
جمعه 2 مرداد 1388 07:10
ماهیان بی خبر از فردای خویش گرد هم باشند یا آنکه پریش رود یا مرداب یا دریای دور در کجا پایان پذیرد زندگیش ؟ ح.د
-
پیامک
جمعه 2 مرداد 1388 06:04
ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
-
فایز۴۶
جمعه 2 مرداد 1388 06:01
هر آن کس عاشق است از دور پیداست لبش خشک و دو چشمش مست و شیداست بود فایز مثال روزه داران اگر تیرش زنی خونش نه پیداست
-
رباعیات عنصری ۶
جمعه 2 مرداد 1388 05:57
گفتم که چرا چو ابر خونبارانم گفت از پی آنکه چون گل خندانم گفتم که چرا بی تو چنین پژمانم گفت از پی آنکه تو تنی من جانم
-
پیامک
پنجشنبه 1 مرداد 1388 05:22
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم اگر کسی سوال کند به خاطر چه زنده ای ؟ من برای زندگی تو را بهانه می کنم
-
فایز۴۵
پنجشنبه 1 مرداد 1388 05:13
رخ تو آتش و زلف تو دود است مرا زین سرد مهریها چه سود است ؟ چو فایز در بیابان تشنه جان داد چه حاصل در صفاهان زنده رود است ؟
-
رباعیات عنصری ۵
چهارشنبه 31 تیر 1388 06:00
آمد بر من که ؟ یار ، کی ؟ وقت سحر ترسنده ز که ؟ ز خصم ، خصمش که ؟ پدر دادمش دو بوسه ، بر کجا ؟ بر لب بر لب بد ؟ نه ، چه بد ؟ عقیق ، چون بد ؟ چو شکر عنصری