X
تبلیغات
رایتل

افسونگر دلها

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ . .. افسونگر دلها بود افسانه دشتی...

چهارشنبه 25 آبان 1390 ساعت 21:43

دور از خیال همه

دور از خیال همه ، در خیالمی

با من بگو که همان سیب کالمی

تو روزنی غزل نور بر دلی

داری جواب ؟ راه گشای سوُالمی

ای عشق ، گرچه مرا زنده میکنی

خود حق بده که اکثر شبها وبالمی

آهی و ماهتاب به ظلمت سرای من

ماهی ولی نزاری و هر شب هلالمی

مدلول بی جهت ، تو برای دلیلمی

دل برده ای و غایت ناز و دلالمی

شاید که این من ظلمت سرشت را

ضالی ز ضالینی و دام ظلالمی

هر چند من هنوز ندانم که کیستی

اما بدان که باعث شعری و حالمی

کی میشود که داد برآرم بر آفتاب

که ای مهربانترین تو خیال محالمی

آخر تو کیستی ؟ به جنونم کشانده ای

بهر سرودن غزل تر ، مجالمی

صد سیب سرخ رسیده برای تو

تنها بگو که برای همیشه که مالمی

حسن دشتی ( مجنون الشعراء )